داستان زنم و طلبکارم

سلام دوستان من امید هستم و 4 سالی میشه که ازدواج کردم.

تو کار تجارت پوشاک هستم. 34 سالمه قدم 180 و همسرم ترانه هم 27 سالشه و کارشناسی پرستاری داره و یک سالی میشه که رفته سرکار.

ماجرا از اونجا شروع شد که برای گسترش کارم.

طمع کردم برای فروش و سود بیشتر کلی جنس گرفتم که متاسفانه معلوم شد جنس ها تقلبی هستن از یک برند معروف. ادامه خواندن “داستان زنم و طلبکارم”

داستان من و دكتر مرد زنان و زایمان

سلام دوستان الهه هستم 26 سالمه و 71 کیلو هستم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به یک سال قبله اون موقغ که حامله بودم برای سلامت نوزاد که تو شکمم بود هر توصیه پزشکی که بود رو رعایت می کردم.

تا اینکه حالم یکم بد شد و تصمیم گرفتیم بریم دکتر زنان و زایمان هر چی گشتیم همه متخصصان مرد بودن یعنی یک دکتر زنان و زایمان تو شهرمون نبود. ادامه خواندن “داستان من و دكتر مرد زنان و زایمان”

داستان من و خواهر بهترین دوستم

سلام دوستان مهران هستم 27 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد خواهر بهترین دوستم یعنی شهاب هستش.

منو شهاب از بچگی با هم بودیم حتی دانشگاه رو هم تو یک رشته و یک دانشگاه تموم کردیم تنها موقعی که با هم نبودیم دوران خدمتمون بوده.

داستان از اونجا شروع شد که برای سفر رفته بودیم خونه ی خواهر دوستم شهاب. ادامه خواندن “داستان من و خواهر بهترین دوستم”