داستان خواهرم مریم

داستان سکسی خوردن چوچول خواهرم مریم

درود به شما همراهان همیشگی من کیارش هستم 25 سالمه.

قدم 176 هستش و وزنم 70 کیلو هستش داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به چند روز قبل هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز رفته بودم با بچها بیرون وقتی که اومدم خونه

دیدم هیچکس نیست تعجب کردم همه اتاقارو گشتم دیدم کسی نیست حمام و سرویسم گشتم اونجا هم کسی نبود یه اتاق مونده بود که اتاق خواهرم بود رفتم توش. ادامه خواندن “داستان خواهرم مریم”

داستان مادر زنم و خواهر زنم

سلام به شما عزیزان من پدرام هستم سنم 30 قدم 178  وزنم هم 63 کیلو هستش و سه سالی هستش که با زنم پرستو ازدواج کردم.

پرستو هم سنش 26 سال قدش 161 هستش و 58 کیلو هستش و دانشجوی پرستاری هستش و تو شهر ما از اونجایی که دانشگاه با اون رشتش نداره رفته شهرستانای مجاور برای تدریس و من و مادرن و خواهر زنمون با هم زندگی میکنیم. ادامه خواندن “داستان مادر زنم و خواهر زنم”

داستان من و یاسر

سلام به شما دوستان عزیزم من احمد هستم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم واس ماه قبله اول از خودم بگم احمدم 28 سالمه و قدم هم 180 هستش یاسر هم دوستم که همسایمون هستش هم 25 سالشه.

ما از بچگی همو میشناسیم با هم خیلی راحتیم.

از برادر هم به هم نزدیکتریم ادامه خواندن “داستان من و یاسر”