داستان واقعی خیانت زن به شوهر

مهراب هستم 29 سالمه قدم 179 هستش و وزنم هم 81 کیلو هستش

و زنم افسانه هم 23 سالشه قدش هم 168 هستش و دانشجو هستش.

داستان از اونجا شروع شد که یه روز خسته از سر کار اومدم خونه.

که دیدم افسانه خیلی ناراحته و بغض کرده هر چی هم بهش میگم چی شده هیچی نمیگه. ادامه خواندن “داستان واقعی خیانت زن به شوهر”

داستان من و مادر زنم

فرید هستم و 37 سالمه قدم هم 180 هستش و وزنم هم 78 کیلو.

رنگ پوستمم سبزه متمایل به گندمی هستش و رنگ چشمام هم مشکی.

و توی سرکت نفت کار میکنم.

همسرم بیتا هم 31 سالشه و ماما هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که من و زنم قرار بود برای پس فردا یعنی جمعه اولین روزتابستان بریم اصفهان خونه ی مادر زنم. ادامه خواندن “داستان من و مادر زنم”