داستان من و خواهرم ملیکا

محسن هستم داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به همین دو ماه قبله.

اول بزارین خودمو کامل معرفی کنم محسن هستم 27 سالمه قدم هم 176 هستش وزنم هم 70 کیلو هستش.

ما تو نیشابور زندگی میکنیم.

خواهرم ملیکا هم 25 سالشه و دو سال از من کوچیکتره من و ملیکا همیشه هم بازی بودیم.

بچگیمونو با هم طی کردیم.و همیشه با هم خیلی صمیمی هستیم. ادامه خواندن “داستان من و خواهرم ملیکا”

داستان ارباب خشن

سلام به شما عزیزان الناز هستم و 26 سالمه قدم هم 170 هستش و 56 کیلو وزنمه.

همیشه تناسب اندام خوبی دارم چون همیشه ورزش میکنم.

همیشه دوست تجربه های جدیدی کسب کنم دوست داشتم دستور بدم همیشه آدم عصبانی بودم و از خشن بودن احساس غرور و سرفرازی میکردم. ادامه خواندن “داستان ارباب خشن”

داستان گروهی من و زنم

درود و صد سلام به شما عزیزانم کوروش هستم و 29 سالمه قدم هم 182 هستش وزنم هم 80 کیلو .

6 ماهی میشه که من و زنم میترا با هم ازدواج کردیم.اون هم 25 سالشه و قدش هم 171 و مثه خودم اهل ورزش و باشگاه هستش.

من و همسرم میترا با هم خیلی راحتیم و هر خواسته ای داشته باشیم با هم در میون میزاریم و همیشه نبال روش های زندگی بهتر از قبل رو داریم.

و همیشه ایده ای باشه با هم عملیش میکنیم هم تو روابط زناشویی هم تو زندگی. ادامه خواندن “داستان گروهی من و زنم”