داستان من و دخترم

ساسان هستم و 47 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد زندگی من و دخترم سارا هستش.

اول از خودم بگم تهران زندگی میکنیم کارمند بانکم و من و دخترم با هم زندگی میکنیم.

من و مادر دخترم از هم ده سالیه که جدا شدیم و دخترم سارا یه مدت پیش من زندگی میکنه یه مدت پیش مادرش.

البته طلاق با همسرم کار واقعا اشتباهی بود که تا الان هم داریم تاوانشو میدیم.

ولی چی میشه کرد چیزی که رفته و کاری که شده.

دخترم سارا هم برام جای پسر نداشتمه هم دخترم خلاصه هر وقت پیشمه با تمام وجود هر کاری که بخوام برام انحام بده.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز خسته از محل کار اومدم خونه که دیدم نگاه های دخترم خیلی عجیبه. ادامه خواندن “داستان من و دخترم”

داستان حامله شدنم

سلام به شما عزیزان من میترا هستم و 3 سالیه که با شوهرم متین ازدواج کردم بزارین از متین بگم 34 سالشه و پرستاره و اکثر اوقات خونه نیست و سر کاره مصخصوصا الان که موقع شروع شدت کرونا هستش.

خودمم هم 30 سالمه و خونه دار هستم البته تحصیلات دارم.

منتها به خاطر انجام کارای خونه و از اونور هم به خاطر آینده بچهام می خوام اونارو با تمام و کمال تربیت کنم.

ماجرا از اونجا شروع شد که برای تعطیلات شوهرم متین گفت هفته بعد میریم پیش دوستش امید. ادامه خواندن “داستان حامله شدنم”

داستان مادر من و عمو حمید

سلام به شما عزیزان من علی هستم.

این داستان کلا مربوط به خودم نیست هر چی که دیدم رو کلمه به کلمه واستون تعریف میکنم.

نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم.

بر عکس خیلی از داستان ها این داستان واقعیه.

ماجرا از اونجا شروع شد که تصممی گرفتیم بریم تبریز خونه ی عمو حمید. ادامه خواندن “داستان مادر من و عمو حمید”