سلام به شما عزیزان عزیز تر از جان.

پوریا هستم و 18 سالمه من مامان جونم با هم زندگی میکنیم.
بابام هم من وقتی بچه بودم به رحمت خدا رفت.
مامانم هم معلمه و 38 سالشه. ادامه خواندن “داستان خشن و زوری من و ننه جونم”
داستان های سکسی ایرانی جدید محارم لز گی کون دادن کس کردت کوس دادن ساک زدن
داستان سکس با مامانم کوس کون دادن مامان ساک زدن مامان گایید مامان داستان سکسیمحارم شهوانی حشری باحال با مادر کس کردن مادر سکس خانوادگی
سلام به شما عزیزان عزیز تر از جان.

پوریا هستم و 18 سالمه من مامان جونم با هم زندگی میکنیم.
بابام هم من وقتی بچه بودم به رحمت خدا رفت.
مامانم هم معلمه و 38 سالشه. ادامه خواندن “داستان خشن و زوری من و ننه جونم”
داستان خون دادن مامانم به دوست بابام.
درود به شما همه ی عزیزان

من پدرام هستم و 19 سالمه توی تهران زندگی میکنم خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم عین واقعیت هستش.
اسم دوست بابام هم عباس هستش که ما بهش میگیم عمو عباس با بابام رابطه خیلی نزدیکی داره.
بابام هم شغلش طوریه که همیشه خونه نیست.
و میره سفرای کاری و تو خونه من و مامانم میمونیم.
ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز بابام رفته بود سفر کاری و شب همون روز دوست بابام یعنی همون عمو عباس اومد. ادامه خواندن “داستان مامان و دوست بابام”
سلام به شما دوستان عزیز لاله هستم و 39 سالمه پسرم هم مهرداد 20 سالشه ما با هم زندگی میکنیم.

شوهرم علی وقتی مهرداد بچه بود به رحمت خدا رفت.
از اونجایی که مهرداد نه پدر داره نه برادر و نه خواهر من نقش همشونو براش بازی میکنم و پر میکنم. ادامه خواندن “داستان من و پسرم مهرداد”