داستان من و زن شوهردار

نیما هستم و 26 سالمه داستانی که براتون تعریف میکنم عین واقعیته.

اول از خودم بگم نیما هستم بیستو شش سالمه قدم هم 183 و وزنم هم 71 کیلو هستش.

رنگ پوستمم گندمی روشن هستش. رنگ چشمام هم قهوه ای کم رنگ هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد یه روز که خسته از سرکار اومدم خونه.

ادامه خواندن “داستان من و زن شوهردار”

داستان زنم با مامور برق

سلامی به گرمای بهاری به شما دوستان عزیز

من آرش هستم داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به یک سال قبل هستش

اول از خودم بگم آرشم 31 سالمه قدم 185 هستش و 80 کیلو هستم.

زنم هم ستاره27 سالشه قدش 174 هستش و اونم هم معلم مهدکودک هستش. ادامه خواندن “داستان زنم با مامور برق”

داستان زنم و پسر همسایه

درود به شما دوستان عزیزم متین هستم داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به یک ماه قبل هستش.

اول از خودم بگم متین هستم و 37 سالمه و قدم 181 هستش و 75 کیلو هستم خانومم رها هم 29 سالشه و معلم خصوصی هستش.

یه روز یکی از پسر های همسایمون اومد گفت سلام ببخشید خانوم رهای آرامش هستند.

گفتم شما گفتن همسایه طبقه بالایی هستیم واس خواهرم معلم خصوصی میخوایم. ادامه خواندن “داستان زنم و پسر همسایه”