داستان دختر خارجی به همراه من و زنم

سلام و درود خدمت یکا یک شما عزیزان و خوبان من پدرام هستم و سه سالی میشهرفتم خارج بله پناهندگیموبرای المانگرفتم البته ااول رفتیم ترکیه و از اونجا به سمت آلمان مهاجرت کردیم

خلاصه یه مدتگذشت و اونجا اسککان داده شدیم و زبان رو هم خیلی سریع یاد گرفتم بلاخره اول در حدی بود که بتونم مفهوم رو برسونم ادامه خواندن “داستان دختر خارجی به همراه من و زنم”

داستان مرد غریبه

شایان هستم و 33 سالمه دو سالی میشه که با زنم ترنم ازدواج کردم من و زنم رابطمون خیلی با هم نزدیکه از لحاظ فکری و روشن فکری مثل هم هستیم و همیشه دنبال فانتزی های خاص تو زندگیمون هستیم.

ماجرا از اونجا شروع شد یه روز که خسته از سرکار اومده بودم خونه دیدم کسی خونه نیست البته اینو هم بگم من فکر میکردم کسی خخونه نیست ولی واقعا بود من زودتر از موعد اومده ودم از سرکار چون ریسس این سری زودتر شرکت رو تعطیل کرد ادامه خواندن “داستان مرد غریبه”

داستان ماه عسل زن و شوهر

علی هستم و 29 سالمه قدم هم 180 هستش و وزنمم تقریبا لاغر هستم و60 کیلو هستم

ازطریق یکی از دوستامبا دختری به نام شراره آشنا شدم رابطمون بعد از مدتی کمکم جدی شد و تصمیم گرفتیم با خانواده هامون صحبتکنیم و اگه دو طرف راضی بودن نه برای ازدواج برای خواستگاری که بعد از دیدارو دیدن هم اگه از هم خوششوم اومد با هم ازدواج کنیم اگه نه که هیچی ادامه خواندن “داستان ماه عسل زن و شوهر”