داستان من و داداشم

سلام و درودی مجدد به شما عزیزان.

منیژه هستم و 19 سالمه قدم هم 170 هستش و وزنم هم 69 کیلو هستش داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به 3 روز قبله.

داداشم هم ساسان 22 سالشه و سه سال از من بزرگتره قدش هم حدودا 180 میشه همیشه میره باشگاه و هیکل کاملا ورزشکاری داره.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز از دانشگاه اومده بودم دیدم کسی خونه نیست. ادامه خواندن “داستان من و داداشم”

داستان من و خواهرم ملیکا

محسن هستم داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به همین دو ماه قبله.

اول بزارین خودمو کامل معرفی کنم محسن هستم 27 سالمه قدم هم 176 هستش وزنم هم 70 کیلو هستش.

ما تو نیشابور زندگی میکنیم.

خواهرم ملیکا هم 25 سالشه و دو سال از من کوچیکتره من و ملیکا همیشه هم بازی بودیم.

بچگیمونو با هم طی کردیم.و همیشه با هم خیلی صمیمی هستیم. ادامه خواندن “داستان من و خواهرم ملیکا”

داستان گروهی خانوادگی تو قطار

یاسر هستم و 35 سالمه تنها پسر خانواده هستم.

قدم هم 170 هستش و 75 کیلو.شغلم هم طلا فروشیه.

خانواده ما کلا پنج نفره من دوتا خواهرام پدرو مادرم.

از اونجایی که ما با هم تو خونه صمیمی هستیم رابطه هامون خیلی نزدیکه.

همیشه واس کوچیکترین بهونه ای به هم محبت میکنیم.

به صورت کامل یک خانواده نمونه و ایده آل هستیم. ادامه خواندن “داستان گروهی خانوادگی تو قطار”