داستان خواهر و برادر ایرانی واقعی

کامران هستم و 28 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برا یک ماه قبل هستش بزا اول از خودم بگم.

کامرانم تبریز زندگی میکنیم و بیستو هشت سالمه قدم هم 185 هستش و تو یک خانواده چهار نفری زندگی میکنیم.

من و خواهرم لیلا به همراه پدر و مادرمون.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز از دانشگاه اومده بودم خونه.

ساعت تقریبا چهار بود بابا و مامانم رفته بودن مسافرت خونه خاله مریم که اونا تو مشهد زندگی میکنن. ادامه خواندن “داستان خواهر و برادر ایرانی واقعی”

داستان من و دکتر دندان پزشک

سلام به شما عزیزانم من پروین هستم و 27 سالمه.قدم هم 170 هستش و وزنم هم 60 کیلو هستشو

من و خواهرم با برادرم علی به همراه پدرو و مادرمون یک خانواده پنج نفره هستیم و من فرزند اول خانواده هستم.

هنوز ازدواج نکردم ولی دو ماهی میشه با اقا سعید که دکتر دندان پزشک هستش اشنا شدم.

ماجرای آشنا شدنمون خیلی خیلی باور نکردنی و جالب هستش و چه کارایی که تو اولین ملاقاتمون انجام که ندادیم. ادامه خواندن “داستان من و دکتر دندان پزشک”

داستان زنم و مرد غریبه

درود و سلام به شما عزیزان من متین هستم و 37 سالمه قدم هم نسبتا بلند هستش و 185 هستم و وزنم هم نه چاق و نه لاغر هستم و 80 کیلو هستم.

خانومم مهشید هم 31 سال هستش قدش هم 170 میشه و 6 سالی از من کوچیکتره.

من و مهشید سه سالی هست بچه دار شدیم اسم دخترمون هم ستایش هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که خانومم تصمیم گرفت برای کار خدمتکاری تو یکی از ویلاها کار کنه. ادامه خواندن “داستان زنم و مرد غریبه”