داستان من و خواهر زنم آیدا

امیر مهدی هستم و 31 سالمه قدم هم حدودا 180 سانت هستش و دو سالی میشه که با همسرم پارمیدا ازدواج کردم.

ماجرا از اونجا شروع شد که خواهر زنم آیدا بهم زنگ زد و بهم گفت قرار فردا بیاد خونمون. ادامه خواندن “داستان من و خواهر زنم آیدا”

داستان دختر همسایه بغلی

محسن هستم و 26 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد دختری که همسایه بغلیمونه.

ماجرا از اونجا شروع شد که مستاجر جدید اومده بود و خانواده چهار نفره بودن که یکیش همین دختره بود که اسمش نگین بود. و 18 سال داشت یه دختر دیگه هم که خواهرش بود اون 15 سال داشت. ادامه خواندن “داستان دختر همسایه بغلی”

داستان من و شوهر عمه وقتی عمه نبود

بیتا هستم و 21 سالمه این خاطره ام واس هفته قبله که رفته بودم خونه ی شوهر عمه ام.

ماجرا از اونجا شروع شد که قرار بود برای عیددیدنی برم خونه شوهر عمه اینا.

اول از شوهر عمه ام بگم قدش 190 میشه حدودا و شغلش هم کارمند بهداشت هستش.

عمه ام هم معلم هستش. ادامه خواندن “داستان من و شوهر عمه وقتی عمه نبود”