داستان من و پسر همسایه

دسلام الناز هستم داستانی که میگم براتون مال هفته قبله اول از خودم بگم 18 سالمه دبیرستان درس میخونم

پسر همسایمون هم اسمش علی هستش اونم 21 سالشه و دانشگاه درس میخوانه. قدش هم حدودا 180 میشه و بدنش کاملا سیکس پک دار و ورزشکاری هستش طوری که هر دختریو جذب اندامش میکنه نه تنها اندامش بلکه خیلی هم خوشتیپ هم هستش چشماش هم سبزرنگه و چال گونه هم داره. ادامه خواندن “داستان من و پسر همسایه”

داستان من و زنم با زوج مشهدی

داستان کاملا واقعی هستش امیدوارم خوشتون بیاد من مهران هستم 37 سالمه زنم میترا هم 31 سالشه ماجرا از اونجا شروع شد که از طریق اینستاگرام با یک زوج مشهدی آشنا شدیم و همیش با هم تصویری در ارتباط بودیم.

اونها هم دو زوج پرستار بودن که شوهره اسمش آرش بود 39 سالش بود زنش هم زهره بود و 33 سال داره.

همیشه در مورد هر چی که فکرشو بکنین با هم لایو میزاشتیم و با هم خیلی راحت بودیم.

دلو زدیم به دریا و تصمیم گرفتیم با هم … ادامه خواندن “داستان من و زنم با زوج مشهدی”

داستان من و دختر عمه نازنین

علی هستم 28 سالمه قدم 186 و 89 کیلو هستم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به یک سال قبل هستش اون موقع برای مسافرت و عوض کردن آب و هوایی تصمیم گرفتم از نیشابور که خونه ی خودمونه برم تبریز خونه ی عمه ام

البته از خانواده عمه هم بگم شوهر عمم 60 سالشه و معلم هستش عمه هم 55 سالشه و پرستانه دو دختر عمه دارم البته اینم بگم یه پسر عمه دارم که 10 سالشه دختر عمه هام یکی 21 سالشه اسمش زیبا هستش یکی هم 23 سالشه و اسمش سارا هستش. ادامه خواندن “داستان من و دختر عمه نازنین”