داستان من و پسر همسایه به بهانه آموزش فتوشاپ

سلام من شبنم هستم ۱۷ سال سن دارم و قدم ۱۶۵ هستش و وزنم ۷۰ هستش و یکمی چاق هستم


ماجرا از اونجا شروع شد که خونوادم یه سیستم برای من خریدن تا بتونم بهتر درس بخونم ولی چیزی سر درنمیاردم برای همین این قضیه رو به خونوادم گفتم ادامه خواندن “داستان من و پسر همسایه به بهانه آموزش فتوشاپ”

داستان من و زن شوهردار

نیما هستم و 26 سالمه داستانی که براتون تعریف میکنم عین واقعیته.

اول از خودم بگم نیما هستم بیستو شش سالمه قدم هم 183 و وزنم هم 71 کیلو هستش.

رنگ پوستمم گندمی روشن هستش. رنگ چشمام هم قهوه ای کم رنگ هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد یه روز که خسته از سرکار اومدم خونه.

ادامه خواندن “داستان من و زن شوهردار”

داستان زنم و پسر همسایه

درود به شما دوستان عزیزم متین هستم داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به یک ماه قبل هستش.

اول از خودم بگم متین هستم و 37 سالمه و قدم 181 هستش و 75 کیلو هستم خانومم رها هم 29 سالشه و معلم خصوصی هستش.

یه روز یکی از پسر های همسایمون اومد گفت سلام ببخشید خانوم رهای آرامش هستند.

گفتم شما گفتن همسایه طبقه بالایی هستیم واس خواهرم معلم خصوصی میخوایم. ادامه خواندن “داستان زنم و پسر همسایه”