داستان واقعی خیانت زن به شوهر

مهراب هستم 29 سالمه قدم 179 هستش و وزنم هم 81 کیلو هستش

و زنم افسانه هم 23 سالشه قدش هم 168 هستش و دانشجو هستش.

داستان از اونجا شروع شد که یه روز خسته از سر کار اومدم خونه.

که دیدم افسانه خیلی ناراحته و بغض کرده هر چی هم بهش میگم چی شده هیچی نمیگه. ادامه خواندن “داستان واقعی خیانت زن به شوهر”

داستان من و زن شوهردار

نیما هستم و 26 سالمه داستانی که براتون تعریف میکنم عین واقعیته.

اول از خودم بگم نیما هستم بیستو شش سالمه قدم هم 183 و وزنم هم 71 کیلو هستش.

رنگ پوستمم گندمی روشن هستش. رنگ چشمام هم قهوه ای کم رنگ هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد یه روز که خسته از سرکار اومدم خونه.

ادامه خواندن “داستان من و زن شوهردار”

داستان من و زندایی

کیانوش هستم و 31 سالمه قدم متوسط 180 هستش و 83 کیلو هستم و چشم هم عسلیه.

ماجرا از اونجا شروع شد که برای سفر رفته بودم خونه ی دایی رضام .

و میخواستم برای اولین بار به خونه ی جدیدشون برم وسایلمو برداشتم و حرکت کردم سمت اصفهان البته بدون هماهنگی رفتم آدرسشونو وقتی که برسم به اصفهان میخواستم ازشون بگیرم ادامه خواندن “داستان من و زندایی”