داستان من و اسب نر

سلامی به گرمای بهاری من الهه هستم ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به ماه قبل هستش.

اول از خودم بگم 27 سالمه قدم هم 169 هستش وزنم هم 80 کیلو هستش.شغلمم اینه که تو کار پرورش اسب هستم و ازشون مراقبت میکنم.

یه روز که مثه همیشه داشتم با اسبا ابو غذا میدادم که احساس کردم یه اسب به طرز عجیبی بهم نگاه میکنه ولی بقیه اسبا اینطور نبودن.

یه چند روز از این ماجرا گذشت که مثه روزای قبل که مشغول آب دادن بهشون دیدم که یکی از همون اسبا دقیقا همونی که گفتم قبلا طرز عجیبی رفتار میکرد.

اومد طرفم خیلی ترسیدم و تا ند روز نیومدم بهش غذا بدم بقیه بچهارو گفتم به این اسب غذا بدن چون و اقعا ازش مسترسیدم.

یه روز گفتم برم دلمو بزنم به دریا و برم نزدیکش یکم نازش کردم احساس کردم خیلی اروم شد.

منم خیلی راحت بودم باهاش و دیگه مثه قلب ازش نمیترسیدم.

تا اینکه یه روز که مشغلو آب دادن بهش بودم.

صورتم اونور بود احساس کردم یه چیزی اومد طرفم صورتمو اونور کردم که خیلی شوکه شدم باورتون نمیشد.

تا اینکه اون صحنه رو دیدم خیلی عجیب بود هنگ کرده بودم شوکه شده بودم چند ثانیه خشکم زده بود.

بله اون اسبه آبی که براش برده بودم رو با لگد زد باورم نمیشد اخرین باری که اب بهش داده بودم همین دیروز بود ولی چرا همچین کاری کرد.

مرسی که با ما همراه بودین این داستانمو تعریف کردم که به نظرتون چرا اون روز اسبم همچین کاری کرد با وجود اینکه خیلی تشنه بود.

 

داستان اولین کوس دادنم به اسب داستان سکس دختر ایرانی با اسب سکس حشری واقعی با حیوانات این قسمت با اسب کیر کلفت خوردن و ساک زدن با کیر اسب سکس باحال ایرانی با اسب کس دادن کون دادن به اسب جر خوردن کوسم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *