داستان من و شوهر خواهر

ترنم هستم و 24 سالمه ماجرایی که میخوامر براتون تعریف کنم مربوط به چند روز قبل هستش که رفته بودم خونه ی خواهرم و شوهر خواهرم.

خوب بزارین اول از خودم بگم ترنمم بیست و چهار سالمه قدم 170 هستش حدودا و دانشجوی پرستاری هستم.

خواهرم الناز هم دو سال از من کوچیکتره و یک سالی میشه با علی خواهر شوهرم ازدواج کرده. ادامه خواندن “داستان من و شوهر خواهر”

داستان من و علی دوستم

بهنام هستم و 31 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد یکی از بچهای همسایه مون هستش.

خیلی پسر خوبی بود از اونجاعی که من ادم اجتماعی نبودم زیاد نمیتونستم دوست فاب پیدا کنم.

علی هم پسر خیلی خوبی بود هم با ادب هم اینکه ساده بود. ادامه خواندن “داستان من و علی دوستم”

داستان من و همسرم با زوج شیرازی

میلاد هستم و 38 سالمه و سه سالی میشه با زنم سارا ازدواج کردم.

خوب بزارین اول از خودمون بگیم میلادم سی و هشت سالمه تو یکی از شرکت های بیمه کار میکنم.

همسرم سارا هم آرایشگاه زنونه داره. ادامه خواندن “داستان من و همسرم با زوج شیرازی”