داستان من و مامان بزرگ ( مادر بزرگ )

سلام به شما همراهان عزیر وب سایت من شهاب هستم 20 سالمه قدم هم 177 هستش و وزنمم 65 کیلو هستش و بدن کاملا سیکس پک دار و ورزش کاری داریم.

من نوه ی اول فامیل و فرزند اول خونه هستم فقط یک خواهر از خودم کوچیکتر دارم که اسم.
ماجرا از اونجا شروع شد که عید بودو مامان بزرگ اینا اومده بودن خونمون. ادامه خواندن “داستان من و مامان بزرگ ( مادر بزرگ )”

داستان نوه و بابا بزرگ (پدربزرگ)

سلام به همگی من نسترن هستم‌ 19 سالمه قدم 159 هستش داستانی که میخوام براتون بگم ر مورد روزیه که رفته بودیم عیددیدنی خونه ی پدربزرگمون داریوش.


اول از خودم بگم تو یک خانواده چهار نفره زندگی میکنم من و خواهر کوچیکم و پدرو مادرم. ادامه خواندن “داستان نوه و بابا بزرگ (پدربزرگ)”

داستان راضی کردن زنم برای

باز هم سلام به شما عزیزان و خوانندگان عزیز وب سایت

من مهیار هستم و 29 سالمه قدم هم 179 هستش و 75 کیلو هستم.

همسرم محبوبه هم 25 سالشه و سه ماهی میشه که با هم ازدواج کردیم.

زوجی هستیم که با هم طوری زندگی میکنیم که انگار سالهاست کنار همیم و تا این حد به هم نزدیک  هستیم و به هم اعتماد داریم. ادامه خواندن “داستان راضی کردن زنم برای”