داستان من و عمه جونم

مهران هستم و 24 سالمه قدم هم 183 هستش وزنم هم 85 کیلو هستم.

هیکلم نه چاقه و نه لاغر چشمام هم سبز هستش و رنگ پوستم هم سفیده و اصالتا هم ترک هستم.

ماجرا از اونجا برام شروع شد که تصمیم گرفتم برای چند روز خستگی در کنم و برم خونه عمه ام اینا. ادامه خواندن “داستان من و عمه جونم”

داستان من و خواهر زنم

شایان هستم و 34 سالمه قدم هم 179 هستش و وزنم هم 81 کیلوگرم هستش.

منو همسرم ترانه یک ساله که با هم ازدواج کردیم.

رابطمون با هم خیلی نزدیکه و همیشه تو کار های خونه و بیرون از خونه همدیگه رو ساپورت میکنم.

ماجرا از اونجا شروع شد که همسرم بهم گفت عزیزم باهات کار مهمی دارم امید وارم قبول کنی چون بدون رضایت تو عمرا بریم. ادامه خواندن “داستان من و خواهر زنم”

داستان من و داداشم

سلام و درودی مجدد به شما عزیزان.

منیژه هستم و 19 سالمه قدم هم 170 هستش و وزنم هم 69 کیلو هستش داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به 3 روز قبله.

داداشم هم ساسان 22 سالشه و سه سال از من بزرگتره قدش هم حدودا 180 میشه همیشه میره باشگاه و هیکل کاملا ورزشکاری داره.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز از دانشگاه اومده بودم دیدم کسی خونه نیست. ادامه خواندن “داستان من و داداشم”