داستان ماه عسل من و زنم

میلاد هستم و 27 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین یک ماه پیش من و همسرم هستش. که رفتیم شمال.

اول از خودم بگم 27 سالمه نجاز هستم و قدم هم 180 هستش حدودا و وزنم هم 70 کیلویی میشم.

همیشه تا حدی که بتونم ورزش میکنم تا تناسب اندامم حفظ بشه.

اسم همسرم فریبا هستش و اونم 22 سالشه و دانشجو هستش

ماجرا از اونجا شروع شد که بعد از ازدواجمون تصمیم گرفتیم بریم شمال یه مدت برای ماه عسلمون. ادامه خواندن “داستان ماه عسل من و زنم”

داستان شوهر بی غیرت من با مرد طلبکار

سلام به همه عزیزان فریده هستم و 31 سالمه و سه ساله که با شوهرم مهدی ازدواج کردم.

قدم هم حدودا 170 هستش پوستمم روشنه و وزنم هم 60 کیلویی میشه و استایلم کاملا ورزشکاری هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که شوهرم تو اوج بزینس و کسب درامد بود که یکی از همکاراش کلیه سرمایشو بالا کشید و رفت و شوهرم موند با کلی طلبکار. ادامه خواندن “داستان شوهر بی غیرت من با مرد طلبکار”

داستان زنم

پژمان هستم و 37 سالمه تو آلمان زندگی میکنم وقتی که اومدم آلمان بعد از چند سال با همسرم مژگان آشنا شدم و بعد از چند ماه با هم ازدواج کردیم.

من هم تو بانک کار میکنم یکی از دوستام که بیلی هستش همیشه با هم در ارتباطیم طوری که با هم خیلی راحتیم.

همیشه ما میایم خونه اونا و اونا هم با خونه ی ما میان

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز تصمیم گرفتیم با هم موقع تعطیلات یه سفر هم داشته باشیم به شهر مونیخ ما هم تو شهر فرانکفورت زندکی میکنیم. ادامه خواندن “داستان زنم”