داستان خواهر حامله ام

حسین هستم و بیستو هشت سالمه ماجرایی که میخوام بگم در مورد وقتی هستش که رفته بودماصفهان خونه ی خواهرم.

خوب بزارین اول از خانوادم بگم ما یک خانواده شش نفره هستیم من مامان بابام آبجیم که دو سال از من کویچیکتره و دوتا از داداشام که یکی سیزده سالشه و یکی هم ده سالشه ادامه خواندن “داستان خواهر حامله ام”

داستان من و خواهرم

محسن هستم و 24 سالمه خوببزارین اول از خودمون بگم مایک خانواده 5 نفر هستم من مادرم پدرم و دوتا از خواهرام یکی سپیده که 20 سالشه آبجی کوچیکم هم 12 سالشه.

رابطه من و خواهرم از اونجایی که تقریبا هم سنیم خیلی نزدیکه همیشه تا مشکلی و چالشی تو زندکیامون داشته باشیم به هم میگیم حداقل اگه نتونیم به هم کمک کنیم لاقل شنودنده ی خوبی برای هم هستیم. ادامه خواندن “داستان من و خواهرم”

داستان من و برادرم

بازم درود به تکتک شما دوستان عزیز و روشن فکر.

مهران هستم و  سالمه ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین ماه قبل هستش یعنی آخرین ماه تابستون شهریور ماه

تا اون موقع تابستون من جایی واس سفر نرفتم. ادامه خواندن “داستان من و برادرم”