داستان آموزنده کودکانه پسرک و لوبیای سحرآمیز ورژن جدید

در یک روستای کوچک و زیبا، یک باغچه‌ی خانوادگی وجود داشت که در آن یک لوبیای بزرگ رشد می‌کرد. این لوبیا بعد از مدتی بزرگ شد و فراوانی ثمر دهی کرد. به همین دلیل، تمام خانواده و همسایه‌ها با هم برای برداشت محصولات با همکاری نیازمندی‌های یکدیگر اقدام کردند.

اما یک پسر کوچک در این فرآیند کمکی نمی‌کرد و همیشه از کنار آنها عبور می‌کرد. این موضوع، همه را ناخشنود کرد و به طور خاص، مادر پسر کوچک از او پرسید که چرا از کمک کردن برای برداشت لوبیا خودداری می‌کند.

پسر جواب داد: “من نمی‌توانم کمک کنم، چون من به نظرم پایین‌ترین کار را انجام می‌دهم و نمی‌توانم آن را انجام دهم.”

مادر پسر، با یک لبخند صمیمی به او گفت: “هر کاری که انجام داده شود، بسیار ارزشمند است. اگر هر کس علاقه‌مند به انجام کار خوب باشد، این تیم را تشکیل می‌دهد و ما می‌توانیم همه چیز را بهتر انجام دهیم.”

پسرک، با این توصیه‌ها، خود را به تیم پیوست و همه به یکدیگر کمک کردند تا باغچه را بهتر برداشت کنند. این تجربه، به پسرک نشان داد که اهمیت هر کاری که انجام داده شود، بسیار زیاد است و به همکاری و تعامل بین افراد نیازمند است.

در نهایت، پسرک با خود فهمید که هر کاری که برای یک تیم انجام می‌دهیم، یک قطره دریا از تلاش‌ها و همکاری‌های ماست. با این نگرش، او به زندگی خود ادامه داد و همیشه در تیم‌های مختلفی که در آن شرکت می‌کرد، بهترین خود را نشان داد.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *