داستان من و دخترم مهناز

درودی دیگه به شما عیزان و دوستای گلم.


بهنام هستم و چهلو پنج سالمه داستانی که میخوام براتون بگم کلمه به کلمش واقعیه این که باورتون بشه و نشه به خودتون ربط داره.

و بر عکس خیلی از داستانای تخیلی که بقیه میگن فرق میکنه و برپایه واقعیته.
اول از خودم بگم تهران زندگی میکنم قدم هم 182 هستش وزنم هم 71 و بدنم کاملا ورزشکاریه هر کی هم منو ببینه فکر میکنه حداقل ده سال جوونترم.
وقتی که بیست سالم بود ازدواج کردم و حاصل ازدواجم با همسرم ثریا.دخترم مهناز بود اون هم 22 سالشه و دانشجو هستش.
همسرم یک سالی میشه به خاطر کرونا وفات کرد.

الان هم برای‌دخترم پدر میکنم و هم مادری.هر کاری میکنم دخترن شاد بشه و هر لذت و شادی که میخواد براش فراهم میکنم.
ماجرا از اونجا شروع شد که تقریبا دو هفته قبل وقتی از سرکار اومدم خونه.
از نگاهای عجیب دخترم تعجب کردم.

یهو میخندید لبخند میزد.
خلاصه تعجب کردم که یهو دیدم رفت تو اتاقش درو قفل کرد.
منم مشغول دیدن اخبار بودم که دیدم یه سروصداهایی میاد از تو اتاقش اول زیاد اهمیت ندادم تا اینکه دیدم این سروصدا ها با مرور زمان هی بیشتر و بیشتر میشه.
با خودم گفتم برم فال گوش وایسم ببینم چی‌شده شاید اتفاق بدی براش افتاده و من خبر ندارم.
وقتی فال موش وایستادم دیدم صدای گریه میاد گفتم حتما به خاطر مادرشه یک سالی گذشته ولی انگار همین دیروز بود که همسرم به رحمت خدا رفت.

بله اون رفت ولی داغش هنوز رو دلمون تازگی داره.
رفتم اخبارو نگاه کنم و بیست‌دقیقه بعد اومدم که دیدم دخترم هنوز که هنوزه داره گریه میکنه و صاای گریشم از قبل بیشتره.

در زدم که دیدم صدای گریه قطع شد گ۳تم بابایی درو باز کن منم.گفت بابا بزار تو حال خودم باشم.گفتم‌دخترم چرا بزارم دختر نازنینم گریه کنه.
درو باز کرد ازش جویای احوالش شدم.
گفتم جرا گریه میکنی دخترم.

گفت بابایی امروز سالگرد وفات مامانه یاد اون اتفاق تلخ میوفتم یاد اون روز مرگ مامان.
که گفتم بابا جان میریم بهشت زهرا دیدن مادرت تا یکم آرومتر بشی.
بردمش بهشت زهرا حسابی خودشو خالی کرد .مرسی دوستان که با ما همراه بودین.
این داستانو گفتم که قدر عزیزانتونو بدونین قبل از اینکه دست ما با دست اونا از دنیا کوتاه بشه و شاید فردایی وجود نداشته باشه.

 

داستان سکس بامحارم ایرانی سکس دختر با پدر داستان سکسی من و دخترم کوس و کون دادن دخترم به من تو حموم گاییدن دخترم تو حمام ساک زدن و کس دادن دخترم به پدرش یعنی من که بابای دخترم سکس حشری باحال محارم با دخترم


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *