داستان من و خواهر سپیده

بهنام هستم و 21 سالمه و تازه از خدمت اومدم قدم هم 185 میشه حدودا.

خوب این ماجرایی که میگم فقط چیزی که با چشم دیدمو براتون تعریف میکنم نه کمتر نه بشیتر.

خوب بزارین از اول بگم ما یه خانواده چهار نفری هستیم من مامان و بابام و خواهرم سپیده. ادامه خواندن “داستان من و خواهر سپیده”

داستان خواهرم و بهترین دوستم

درود به شما خوانندگان عزیز من میثم هستم و 23 سالمه قدم هم 180 هستش و 62 کیلو هستم اندامم کاملا ورزشکاری و رو فرمه.

من و بهترین دوستم علی با هم مثه داداش هستیم و بدون هم یه لحظه هم نمیتونیم باشیم همیشه به خونه های هم رفت و امد داریم خانواده های ما هم همینطور.

اونا هم رابطشون با هم خیلی خوبه طوری که بقیه ببینین فکر میکنن من و علی با هم داداش هستیم. ادامه خواندن “داستان خواهرم و بهترین دوستم”

داستان

سلامی به گرمای بهاری به شما خوانندگان عزیز داستانی که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه.

اینکه باورتون میشه یا نه بستگی به خودتون داره.

اول از خودم بگم رضا هستم 35 سالمه 184 سانتی متر قدم هستشو

89 کیلو هستم.

ماحرا برمیگرده به سال قبل اون موقع رفته بودیم مشهد خونه آبجیم ترلان.ترلان هم 31 سالشه و پنج سالی میشه با بهنام ازدواح کرده البته بهنام هم شغلش طوریه که هر یک ماه یک بار به مدت دو هفته میفرستنش ماموریت. ادامه خواندن “داستان”