داستان من و برادرم

بازم درود به تکتک شما دوستان عزیز و روشن فکر.

مهران هستم و  سالمه ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین ماه قبل هستش یعنی آخرین ماه تابستون شهریور ماه

تا اون موقع تابستون من جایی واس سفر نرفتم. ادامه خواندن “داستان من و برادرم”

داستان من و خواهرم

اول از خودم بگم افشینم و 24 سالمه و دانشجو هستم.

قدم هم 180 میشه حدودا و پوستمم سفیده.چشمام هم سبزه و موهامم قهوه ای کم رنگ و نیمه بور هستش

داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین ماه قبله اون موقع تازه از دانشگاه اومده بودم.

مامان بابا هم رفته بودم خونه خالم که تو محله ی نزدیک ما زندگی میکردن. ادامه خواندن “داستان من و خواهرم”