داستان پسر بی غیرت

سلامی به گرمای بهاری به دلای زیباتون ای عزیزان همیشه در صحنه و عاشق فانتزی های خاص و ناب بله این سری هم اومدم

با یه داستان دیگه امید وارم خوشتون بیاد اول از همه یه نکته بگم که این داستان فقط چیزیو که دیدم میگم نه بیشتر و نه کمتر از اقراق و دروغ گویی به شدت بدم میاد و همه چی اورجینالش خوبه چ فیلمش چه استانش حتی عکسش ادامه خواندن “داستان پسر بی غیرت”

داستان مرد غریبه

شایان هستم و 33 سالمه دو سالی میشه که با زنم ترنم ازدواج کردم من و زنم رابطمون خیلی با هم نزدیکه از لحاظ فکری و روشن فکری مثل هم هستیم و همیشه دنبال فانتزی های خاص تو زندگیمون هستیم.

ماجرا از اونجا شروع شد یه روز که خسته از سرکار اومده بودم خونه دیدم کسی خونه نیست البته اینو هم بگم من فکر میکردم کسی خخونه نیست ولی واقعا بود من زودتر از موعد اومده ودم از سرکار چون ریسس این سری زودتر شرکت رو تعطیل کرد ادامه خواندن “داستان مرد غریبه”

داستان تکاندهنده شوهر بی غیرت

سیمین هستم و 24 سالمه دو سالی میشه که با شوهر داریوش ازدواج کردم و فعلا صاحب یه پسر به نام آرش شدیم.

بزارین اول از خودم بگم بیستو چهار سالمه قدم 170  و دانشجوی پرستاری هستم.

چیزی نمونده که فارق التحصیل بشم.

ماجرا از اونجا شروع شد دم عیدی بود و میخواستم واس چند روز بریم شمال خونه ی دوستم. ادامه خواندن “داستان تکاندهنده شوهر بی غیرت”