داستان حیوانات سگ

سلام خدمت شما عزیزان این داستان واقعی هستش که شاید باورش سخت باشه ولی حقیقت داره.

الناز هستم که دانشجوی پزشکی هستم و تو تهران درس میخونم .

از اونجایی که خوابگا ظرفیتش تکمیل شده بود مجبورم بودم تو اطراف تهران یک خونه اجازه کنم از اونجایی که تنها بودم دوست داشتم یک حیوان خونگی هم داشته باشم. ادامه خواندن “داستان حیوانات سگ”

داستان

سلامی به گرمای بهاری به شما خوانندگان عزیز داستانی که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه.

اینکه باورتون میشه یا نه بستگی به خودتون داره.

اول از خودم بگم رضا هستم 35 سالمه 184 سانتی متر قدم هستشو

89 کیلو هستم.

ماحرا برمیگرده به سال قبل اون موقع رفته بودیم مشهد خونه آبجیم ترلان.ترلان هم 31 سالشه و پنج سالی میشه با بهنام ازدواح کرده البته بهنام هم شغلش طوریه که هر یک ماه یک بار به مدت دو هفته میفرستنش ماموریت. ادامه خواندن “داستان”

داستان باحال زن چاق همسایه

داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال دو ماه قبله.

کامران هستم 28 سالمه 182 قدمه و 74 کیلو هستم و همیشه میرم باشگاه وبه تناسب اندامم اهمیت می دم.

جریان از اونجا شروع شد که دو ماه قبل همسایه جدید تو آپارتمانی که زندگی میکردیم اومد.

اونا هم زوج نو عروس و دامادی بودن که تازه ازدواج کرده بودند و تازه از ماه عسلشون اومده بودن ادامه خواندن “داستان باحال زن چاق همسایه”

داستان من و دختر خاله الهه

سلام به شما دوستان عزیز.رضا هستم 24 سالمه قدم 187 و وزنم 90 کیلو و هیکل کاملا ورزشکاری دارم.

دختر خالم الهه هم 22 ساله قدش 178 اونم 70 کیلو هستش.

داستان مربوط به دو هفته قبل میشه که برای عید رفته بودیم خونه خالم.

از اونجایی که من و دختر خاله الهه بچگی با هم بزرگ شده بودیم رابطمون خیلی گرم و نزدیک بود… ادامه خواندن “داستان من و دختر خاله الهه”