داستان

درود به همه ی شما دوستان و عزیزان همیشه در صحنه خصوصا صحنه های خلق هنر های تجسمی.

خوب دوستان زیاد وقتتون رو نمیگیرم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم عین واقعیته تنها چیزای رو که ددیم و شنیدم براتون تعریف میکنم نه کم و نه زیاد از حد

من بهزاد هستم و نوزده سالمه و تازه قبول شدم دانشگاه و از طرفی هم تولدم نزدیک بود و قرار بود دوشنبه هفته بعد جشن تولدم رو بگیرم.

ادامه خواندن “داستان”

داستان سفر دانشجویی گروهی به گیلان

با سلام به همه ی همراهان عزیز و دوستان گرامی من بهرام هستم 26 سالمه قدم 173 سانتی متر و 76 کیلو گرم وزنه ماجرایی که میخوان واسه ی شما عزیزان تعریف کنم در مورد دو سال قبل هستش که سال آخر و ترم اخر دوران دانشجوییمون بود تصمیم گرفتیم ما هم به طریق خودمون جشن بگیریم.

ادامه خواندن “داستان سفر دانشجویی گروهی به گیلان”