داستان من و زندایی


داستان سکس خشن با زن دایی حشری ام

سلام دوستان داستانی که قراره براتون تعریف کنم کاملا واقعی و خشن هستش من میثم هستم بیست و هفت سالمه بدن ورزشکاری دارم و هفتاد کیلو و قدم هم ۱۸۵ هستش ماجرا از اونجا شروع شد که برای انتخاب رشته برای کارشناسی ارشد رفته بودم شیراز خونه دایی ام داییم هم ۴۹ سالشه و زن دایی من مهشید هم ۴۱ سالشه و از اونجایی که دایی شغلش طوریه که اکثر اوقات خونه نیست و مدام تو سفرای کاری مشغوله و تاجر هستش.

ادامه خواندن “داستان من و زندایی”

داستان من و دوستم علی

این داستان من و دوستم علی هستش امیدوارم تا آخر بخونید و خوشتون بیاد.

من بهرام هستم 21 سالمه 70 کیلو هستم دوستم علی هم همسنمه و 65 کیلو هستش و بدن کاملا ورزشکاری داره.

ماجرا از اونجا شروع شد که تازه با علی آشنا شده بودم. ادامه خواندن “داستان من و دوستم علی”

داستان حیوانات سگ

سلام خدمت شما عزیزان این داستان واقعی هستش که شاید باورش سخت باشه ولی حقیقت داره.

الناز هستم که دانشجوی پزشکی هستم و تو تهران درس میخونم .

از اونجایی که خوابگا ظرفیتش تکمیل شده بود مجبورم بودم تو اطراف تهران یک خونه اجازه کنم از اونجایی که تنها بودم دوست داشتم یک حیوان خونگی هم داشته باشم. ادامه خواندن “داستان حیوانات سگ”

داستان من و دختر خاله الهه

سلام به شما دوستان عزیز.رضا هستم 24 سالمه قدم 187 و وزنم 90 کیلو و هیکل کاملا ورزشکاری دارم.

دختر خالم الهه هم 22 ساله قدش 178 اونم 70 کیلو هستش.

داستان مربوط به دو هفته قبل میشه که برای عید رفته بودیم خونه خالم.

از اونجایی که من و دختر خاله الهه بچگی با هم بزرگ شده بودیم رابطمون خیلی گرم و نزدیک بود… ادامه خواندن “داستان من و دختر خاله الهه”