داستان من و دختر خالم

سلام به همه ی عزیزان همیشه در صحنه و اونایی که پشت صحنه هستش و کسی ازشون خبر نداره.

میلادم و 29 سالمه ماجرا برمیگرده به چند سال قبل اون موقع 26 سالم بود بله کسی که عاشقش بودم ازدواج کرد البته نه با من با کسی که رغیبم بود و از طرفی هم بهم خیلی نزدیک بود و بهترین دوستم بود. ادامه خواندن “داستان من و دختر خالم”

داستان من و زنم و دوستش

درود مجدد به تمام عزیزان خواننده. مهران هستم و 29 سالمه.

داستانی که میخوام براتون بگم تک به تک حرفاش کلا واقعیه و درست یا غلط بودنش به عهده خودتون.

ماجرا از اونجا شروع شد یکی از دوستای زنم که اسمش لیلا بود قرار بود بیاد خونمون چون تو شهر ما یعنی همدان یه کار جدید پیدا کرده بود و برای انجام کارای شغلش و کارای خوابگاش چند روزی مهمونمون بود. ادامه خواندن “داستان من و زنم و دوستش”

داستان من و زن دوستم رضا تو هتل

امید هستم و 31 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به زمانی هستش رفته بودم شیراز خونه ی دوستم رضا.

اول از خودم بگم امیدم قدم 175 هستش وزنم هم 60 کیلویی میشه هیکل ریزی دارم ولی همیشه میرم باشگاه و به تناسب اندامم خیلی اهمیت میدم. ادامه خواندن “داستان من و زن دوستم رضا تو هتل”

داستان ما و زن شوهر افغانی

سلام به شما عزیزان همیشه در صحنه و علمداران مدافع راه داستان های تخیلی.

اول از همه چیز بگم بر عکس خیلیاتون که فقط داستان هایتون چرتو پرته این داستان و خاطره ام که میخوام براتون تعریف کنم کلمه به کلمش چیزیه که با چشم خودم دیدم و مثه 99 درصد داستان ساختگی نیست.

قضاوت با شما لطفا داستان را تا آخر بخونید. ادامه خواندن “داستان ما و زن شوهر افغانی”

داستان من و زن همکارم

سلام به شما عزیزان دلم من حسین هستم و 34 سالمه قدم هم 184 هستش وزنم هم 75 کیلو هستش و اندامم ورزشکاریه و همیشه ورزش میکنم.

ماجرا از اونجا شروع شد که همکارم بهم زنگ زد و گفت عزیزم یه مدت شما و خانموتون بیایین خونمون که من خونه نیستم یا اینکه خانومم این یک هفته ای که نیستم بیاد خونه ی شما. ادامه خواندن “داستان من و زن همکارم”

داستان راضی کردن زنم برای

باز هم سلام به شما عزیزان و خوانندگان عزیز وب سایت

من مهیار هستم و 29 سالمه قدم هم 179 هستش و 75 کیلو هستم.

همسرم محبوبه هم 25 سالشه و سه ماهی میشه که با هم ازدواج کردیم.

زوجی هستیم که با هم طوری زندگی میکنیم که انگار سالهاست کنار همیم و تا این حد به هم نزدیک  هستیم و به هم اعتماد داریم. ادامه خواندن “داستان راضی کردن زنم برای”

داستان گروهی من و زنم

درود و صد سلام به شما عزیزانم کوروش هستم و 29 سالمه قدم هم 182 هستش وزنم هم 80 کیلو .

6 ماهی میشه که من و زنم میترا با هم ازدواج کردیم.اون هم 25 سالشه و قدش هم 171 و مثه خودم اهل ورزش و باشگاه هستش.

من و همسرم میترا با هم خیلی راحتیم و هر خواسته ای داشته باشیم با هم در میون میزاریم و همیشه نبال روش های زندگی بهتر از قبل رو داریم.

و همیشه ایده ای باشه با هم عملیش میکنیم هم تو روابط زناشویی هم تو زندگی. ادامه خواندن “داستان گروهی من و زنم”

داستان قابل خواندن واقعی ایرانی

سلام به شما دوستان عزیز رضا هستم و 31 سالمه قدم هم 182 هستش.

همسرم هم ستایش 27 سالشه و سه ماهی میشه با هم ازدواج کردیم.

ماجرا از اونجا شروع شد که از طریق بضی از شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و ایسنتاگرام. ادامه خواندن “داستان قابل خواندن واقعی ایرانی”

داستان زن شوهر دار و سن بالای دوستم

سلام به شما دوستان عزیز من کوروش هستم و 31 سالمه و سه ماهی هستش که ازدواج کردم.

قدم 177 هستش و وزنم 70 کیلو هستش ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز دوستم بهم زنگ زد گفت داداش من یه مدت خونه نیستم سفر کاری برام پیش اومده.

شما و خانومتون بیایین خونمون چون زنم تنهاست و تنها دوست مورد اعتمام تویی. فردا صبح بیایین که من ظهر حرکت میکنم.

هیچی بهش گفتم باشه داداش فردا پس با خانومم میام. ادامه خواندن “داستان زن شوهر دار و سن بالای دوستم”