منو دوستم با دوست دخترامون

سلام به شما دوستان عزیز من میلاد هستم و ۲۵ سالمه

ماجرایی که می خوام براتون تعریف کنم در مورد منو دوستم هستش منو دوستم که تازه توی دانشگاه با هم آشنا شده بودیم به دنبال لذت های جدید روی زندگی بودیم فانتزی های خاص رو همیشه با هم بررسی و ترسیم کرده که یه روز رفیقام بهم گفت داداش یه فانتزی پیدا کردم نگم برات خیلی خیلی باحاله ولی میترسم بهش بگم بهش گفتم داداش چه حرفیه یعنی چی میتونه باشه که ممکن بود به ترسی که رابطه من و تو رو خراب کنه و گفت داداش نمیدونم بهت بگم یا نه خلاصه اون حین حرف میزد من گفتم بگو داداش که بالاخره گفت وقتی گاز هنگ کردم باورم نمیشد که تا این حد دوست دارم پیشرفته ۲ �نتزی اینقدر عجیب و غریب بود که بچه‌ها شرم میاد بهت بگم دوست دارم وقتی که اینو گفت جنگ کردم یه صدای خاص توی گوشم میپیچه که صدام میزد داداش داداش چی شد اگه خوشت نیومد از من ناراحت نشو حفظ کن چیزی نشنیدی تو چشاش زل زدم گفتم تا داشت یعنی چه فرض کنید چیزی نشنیدی تو همچین چیزی بهم گفت ازت انتظار نداشتم خلاصه چند روز قبل بوده و به این موردی که بهم گفت فکر کردم آخر نظرم حکم جلب کرد و خودش که گفتم چرا که نه چرا خودمو تو بند و اسارت قرار بدم چرا روشنفکر نباشم خلاصه فکر کردم و گفتم داداش بیا که گفت چی شده گفتم بیام میفهمید جوابمو بهت میگم خلاصه رفتم پارک و باهم یه سلام و احوالپرسی سر کردیم و نشستیم روی صندلی نداشت تو به من گفت که دنبال هیجان را جدی دنبال فانتزی های جدید ولی این فانتزی که بخوای به استاد با شماره نامعلوم فحش ویدیو حالشو بگیریم فکر نکنین دیگه خوب باشه اگه بره سمت پلیس فتا و پیگیر باشم می فهمند بالاخره کاری که بوده گفت داداش با یه شماره ای زنگ میزنم که اصلا مال خود من باش به کلسیم کارت یکبار مصرف پس از این بود که گفتم داداش داداش گلم اگه بخوان راحت پیدا می کنم موقعی که زنگ میزنی لوکیشن دقیق تمام نوشته کافیه اون تا اون زمان که دوربین مدار بسته باشه قشنگ میفهمم از کجا تماس گرفتم �ه بیرون باشی خوب بخره دوربین مداربسته می کنم اگه تو خونه نباشی خونه معلومه دیگه ای داره خونتم بدست میارم می‌فهمند که کار توده خلاصه دوستم توجه کردم بهش گفتم داداش این کار فایده نداره بهترین کار اینه که درس بخونی قبول بشی و نیازی نباشه به خاطر درس نخوندن استادت توهین کنی و فحش بدید مرسی دوستان داستان واقعی جاری بود نکات اخلاقی تا ببینید دوستان براتون گذاشتم یه داستان دیگه شما را به خدا میسپارم به زودی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *