داستان با خانواده ی خواهرم

سلام به تک تک عزیزان بزارین برم سر اصل مطلب این داستان میشه گفت خانوادگی هستش

داستان خانواده ما خانواده که فکر نکنم همچین خانواده ای به ندرت بشه تو دنیا پیدا کرد ایران خودرو خانواده خانواده هستش هریک از اعضای خانواده عقاید و باورها و نباید های خودشو داره هر کدام هنجارهای خودشو داره بعضیا به قول خودشون گرفته باشم فکر تو هم بعضی ها هم خیلی خیلی مذهبی و خوشگل بعضی ها هم کلا کلاهش پس معرکه است و روی شیت خودمم که عکس را نظاره کردم سرم تو لاک خودمه ولی همیشه اتفاقی واسه تک تک اعضای خانواده بیفته اولین نفری هستند که با کمک اعضای خانواده و خداروشکر همین کارم باعث شده اعضای خانواده خیلی از من خوشش میاد فارغ از اینکه هر کدوم از مایع قی داره هریک از خواهران حجاب دارید بدجور آزاده یکی با مانتو شلوار یکی هم با خدا رحمت کنه ولی خوب هیچکس نمیده میگه چرا همچین میگه چرا چنین پوششی داری یه جورایی خاصی برقراره جدایی از این ظاهرا هامون هم میکنه بعضی از بچه ها بحث گندمی سفید هستند واقعا موندیم ما چه خانواده ای هست و خدا را شکر همین تنوع باعث شده خانواده ما روز به روز رابطه اش با هم بهتر شه و تو هر مشکلی هم کمک کنیم دوستان عزیزی که تا آخر داستان گوش کردیم داستان در مورد خانواده هایی هستش که با هم سازش ندارم لطفاً شما هم اگه همچین خانواده دارین با خوندن این داستان امیدوارم این مشکلات برطرف میشه وت‌ها معیاری برای اختلاف نیست یه داستان دیگه شما را به خدا می‌سپارم خدانگهدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *