داستان استاد دانشگاهمون به خاطر نمره

با سلام و درود خدمت یکایک شما دوستان عزیز

میترا هستم ۲۱ ساله و ماجرایی که می خوام براتون تعریف کنم در مورد یکسال پیش

از کشورهایی که دانشگاه

مادر در مورد استاد حسینی بود استاد حسینی استاد زبان ما بود که خیلی سخت می گرفت واسه دانشجویی و همان روز اولی که اومد گفت من کوچکترین ملی بهتون میدم حتی خیال ۲۵ از سرتون خلاصه تا اینجا همه بچه‌ها جاخوردم ماه مونده بودیم چه کار کنم البته اونم گفته بود برای من مهم اولین ازدواج ازدواج داشته باشی
درصدی از خود نباشه و نمرات بالایی نداشته باشیم نمیتونه کاری کنه ولی اگه انضباط اخلاق نداشته باشید و از من کمکی ساخته نیست خلاصه تا اینو گفت قبل از امتحانات آخرسال اوایل تب همه بچه ها گفت من قبل از امتحانات اول ترم امتحان قبلش می کنم ببینم ساعت شما در چه ساعتی خلاصه امتحان و گرفتن عکس دختر و دخترها و پسرها همه زیر ۱۳ گرفته بود و فقط دو نفر است و بچه ها بالای در گرفتن یعنی همه اونا پایین گرفته بودم
بعد که نتایج امتحان آمد استاد خیلی ناامید و عصبانی بود اما با این وضع همتون از دست میرفتی از وقتی که من امتحان آخر ترم میگم خیلی خیلی سوال سخت تره تا نسبت به خلاصه تا اینو گفت ماه مونده بودی چیکار کنیم ولی من یه فکر زدم بهم شماره استاد از طریق یکی از همکاراش به دست آوردم که این همکاری دوست بابام خلاصه اون شما رو پیدا کردم باهاش تماس گرفتم و گفتم ببخشید میشه از تو نیستند تا سر فرصت به این حرف‌ها را گفتند که گفتم ببخشید من گفتم من خانوم فلانی اما خودمو معرفی کنم گفتند که گفت شما این بفرمایید من در خدمتم گفتم ببخشید اگه میشه سوالات پایان ترم آسون تر کنید گفت نمیشه اگه منظورت اینه که می‌خواهیم قبول نمی تونم یه پیشنهاد بهتر بود نمیدونم اگه میخوای اگه ناراحت میشین نمیگم اگه نه که میخوای بهتون بگم
همان داستان گفت نه اصلا ناراحت میشه خیالتون راحت باشه و هم گفت باشه پس خودتون می خواستیم که فوراً بهم گفتی چیکار کنم تو هم نمره بده که وقتی که اشکمو دیدی چیکار کنم
وقتی بهم گفته بود آسمون برام تیراتا جنون بود چیکار کنم واقعاً اظهار داشت ما همیشه استاد بهم گفت هر کسی
پشت سر من حرف می زده و یا اینکه به دنبال تقلب این حرفات بهم اطلاع بده من تو رو ۱۰۰ درصد قبول می کنم
این گفتند باید چیکار کنی من مخلوط یکی از بچه‌ها بیفته که من گوشم
گفتم استاد فکر می کنم بهتون خبر میدم که تا آخر داستان منو هوایی کردی به نظرتون چیکار کنم به دوستانم گفتم که من قبول میشم یا نه مثل یه مرد درس بخونم تا قبول بشم ممنون ازتون بدود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *