داستان من و عمه جونم

مهران هستم و 24 سالمه قدم هم 183 هستش وزنم هم 85 کیلو هستم.

هیکلم نه چاقه و نه لاغر چشمام هم سبز هستش و رنگ پوستم هم سفیده و اصالتا هم ترک هستم.

ماجرا از اونجا برام شروع شد که تصمیم گرفتم برای چند روز خستگی در کنم و برم خونه عمه ام اینا.

اول از خانواده عمه ام بگم اسم شوهرش رضا هستش و دو دختر دارن و پسر ندارند.

دختر اول 21 سالشه و اسمنش مهرسانا هستشو و باهاش بچگی همبازی بودم.

دختر دوم هم 15 سالشه و اسمشم ستایش هستشو

فردا صبح قرار بود بلیط بگیرم از تهران برم سمت شمال.

از اونجایی که شغل من آزاد هستش هر تایمی میتونم سفر کنم و استراحت کنم.

اون موقع دقیق یادمه 25 دی بود یعنی وسط زمستون هوای شمال این موقع ها خیلی عالی و ملسه.

روز موعود بلاخره رسید صبح ساعت 6 بود و ساعت 7 تایم حرکت سرویس بود به سمت شمال فوری صبحونه خوردم بعد حرکت کردم رفتم سمت ترمینال سوار اتوبوس شدیم و از اونجا حرکت کردیم رفتیم سمت شمالو.

چند ساعتی تو راه بودیم و بلاخره ظهر رسیدم.

از ترمینال ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه ی عمه اینا.

رفتم در خونه رو زدم درو باز کردم عمه نگاهاش خیلیعجیب بود هیچ کس خونه نبود من و عمه تنها که خلاصه تعارفم کرد و آبو چای آورد خوردم مشغول دیدن تلویزیون بود که دیدم از اتاق بغلی یه صدایی میاد.

زیاد توجه نکردم تا اینکه احساس کردم این صداها تو خونه ی عمه بیشتر میشه خیلی تعجب کردم رفتم تو اون اتاق ببینم چخبره که دیدم لامپا خاموش شدن قبل از اینکه بیام و کل سروصداهایی که بود یهو از بین رفتش.

بعد دیدم یهو لامپا روشن شدن برق از سرم پرید لامپا که روشن شد خیلی تعجب کردم هنگ کردم بله اون روزی که من اومدم روز تولدم بود ولی خودم اصلا یادم نبود.

بله دوستان این داستانمو گفتم که بدونین همیشه هوای عزیزانمون رو داشته باشیم و به هم محبت کنیم چون این مناسبت ها بهانه ای برای با هم بودنه زیرا ممکنه فردا و پس فردایی وجود نداشته باشه.

مرسی که باما همراه بودین نظر یادتون نره.

 

داستان سکس با محارم سکس من و عمه جونم در حمام داستان سکسی گاییدن و کوس و کون دادن عمه توی حمام داستان سکسی ساک زدن و کس دادن عمه سکس خانوادگی با محارم جدید باحال شهوانی حشری شهوتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *