داستان قابل خواندن واقعی ایرانی

سلام به شما دوستان عزیز رضا هستم و 31 سالمه قدم هم 182 هستش.

همسرم هم ستایش 27 سالشه و سه ماهی میشه با هم ازدواج کردیم.

ماجرا از اونجا شروع شد که از طریق بضی از شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و ایسنتاگرام.

به سری دوست مجازی پیدا کردیم.

و رابطه ی خوبی هم با هم داشتیم تا اینکه تصمیم گرفتیم یه گروه بزنیم و هر دو زن و شوهر با هم اونجا راحت چت کنیم همیشه جویای احوال هم بودیم.

تا اینکه تصمیم گرفتیم من و مهراب قرار بزاریم و همدیگه رو از نزدیک ببینیم.

البته منظور هر دو خانواده هستش خونه ی اونا تو کرج بود ما هم شیراز زندگی میکردیم.

با زن هامون صحبت کردیم و رضایتشونو جلب کردیم و قرار شد پس فردا یعنی شب پنج شنبه حرکت کنیم به سمت کرج این دو روز انگار چند روز بود که گذشت

لحظه شماری میکردم برای اون روز بلاخره روز موعود هم رسید.

صبح روز پنج شنبه بود و حرکت کردیم که قبل از شب برسیم کرج.

چند ساعتی تو راه بودیو  بلاخره رسیدیم به کرج زنگ زدم به مهراب و ادرس دقیقشو گرفتم و حرکت کردیم که برای اولین بار همدیگه رو ببینیم.

رفتیم سمت خونشون و زنگ در آیفون رو زدیم . و درو باز کردن و رفتیم بالا درو زدیم.

وای بورتون نمیشد تا در باز شد من فقط دهنم باز بود و نگاه میکردم.

بله داش مهراب رو دیدم برای اولین بار از ندیگ.

رفتیم تو و این چند روز خیلی خوش گذشت سری بعد که یعنی ماه بعد اونا اومدن شیراز و باز هم خیلی خوب بود.

مرسی از شما دوستان عزیز امیدوارم شما هم سفرای خوبی رو تجربه کرده باشید.

 

داستان سکس ضربدری ایرانی قابل خواندن داستان سکس متنی کوس و کون دادن کیر کس گروهی ساک زدن داستان سکسی ضربدری باحال حشری جدید واقعی شهوتی ایرانی به همراه متن و نوشته های قابل خواندن.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *