داستان گروهی خانوادگی تو قطار

یاسر هستم و 35 سالمه تنها پسر خانواده هستم.

قدم هم 170 هستش و 75 کیلو.شغلم هم طلا فروشیه.

خانواده ما کلا پنج نفره من دوتا خواهرام پدرو مادرم.

از اونجایی که ما با هم تو خونه صمیمی هستیم رابطه هامون خیلی نزدیکه.

همیشه واس کوچیکترین بهونه ای به هم محبت میکنیم.

به صورت کامل یک خانواده نمونه و ایده آل هستیم.

و از اونجایی که من تنها پسر خانواده هستم منو خیلی دوست دارند و ازم حمایت می کنند.

ماجرا از اونجا شروع شد که اخرای تابستون بود یعنی شهریور ما واس اینکه یه هوایی عوض کنیم.

تصمیم گرفتیم با قطار از مشهد بریم تهران.

رفتم بلیط خریدم واس فردا که حرکت کنیم بابا و مامان گفتن ما می مونیم خونهاخه کرونا هم اومده باید خیلی احتیاط کرد.

پس من تصمیم گرفتم سه بلیط بخرم یکی برای خودم دوتا هم برای خواهرام نرگس و منیزه.

رفتم که بلیط بخرم گفتن واس روز ندارن فقط ساعت هشت شب به بعد هستش.

زنگ زدم خونه و پرسید واس امروز نیست فقط شبا بلیط بگیرم یا نه.

گفتن آره بلیط بخر منتها یادت نره بعدش واس تو راه خوردنی بخری.

گفتم باشه حتما میخرم تا توی سفر کمی و کسری نباشه.

روز موعود رسید مغرب بود و چیزی نمونده بود به ساعت هشت من که اماده شدم ولی خواهرام هنوز آماد نشده بودن و نیم ساعت مونده بود به حرکت قطار

بلاخره دخترارو که خودتون میشناسین اماده شدنشون دست خداست.

بلاخره ساعت هفتو پنجاه دقیقه اماده شدند حرکت کردیم که سریع برسیم به قطار بابام راننده بود و گفتم بابا سریع برو که اگه نرسیم دیگه میمونیم از قطار باباهم هم قبول نکرد اخر اینقدر پیله کردم گفت باشه پسر یا سرعت رفتیم نمیدونیم چی شد که یهو یه ماشین پیچید جلومون تصادف کردیم.

خداروشکر چیزیمون نشد و کسی اسیب جدی ندید.

مرسی که با ما همراه بودین این داستانو گفتم که بدونین هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدنه…ببخشید نه دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه.

ممنون نظر یادتون نره

داستان سکس خانوادگی تو قطار و مترو داستان سکس من و دو تا از خواهرم داستان سکسی محارم خانوادگی سکس خواهر و برادر حشری شهوانی باحال ایرانی کوس و کون دادن خواهرام ساک زدن کس دادن گاییدن خواهرم لیسیدن کوس خواهرم توی قطار مشهد به تهران گروهی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *