داستان زنم با مامور برق

سلامی به گرمای بهاری به شما دوستان عزیز

من آرش هستم داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به یک سال قبل هستش

اول از خودم بگم آرشم 31 سالمه قدم 185 هستش و 80 کیلو هستم.

زنم هم ستاره27 سالشه قدش 174 هستش و اونم هم معلم مهدکودک هستش.

داستان از اونجا شروع شد که خواهرم زنگ زد گفت بره برا پسرش ثبت نام کنم چون شوهرش تو شهر نبود.

و فردا اخرین روز ثبت نام واس پیش دبستانی بود.

اولش قبول نکردم گفتم سرم خیلی شلوغه با شوهرش اکبر بگه که گفت اون خونه نیست و سفر های کاری رفته.

البته اون موقع با ستاره تازه آشنا نشده بودم.

وقتی که رفتم برم واس ثبت نام ستاره رو اولین بار اونجا دیدم فکر کردم ولی یکی از دانش آموزان هستش ولی نفهمیدم تا یک روز مجبور شدم دوباره برم مدرسشون چون خواهر زادم دیر اومده بود و باید خودم میرسوندمش مدرسه.

رفتم به سر کلاس برسونمش که دیدم یه خانم زیبایی معلمشونه بله اون ستاره بود.

البته منم کار خاصی نمیتونستم بکنم فقط تشکر کردم تا اینکه.

یک روز که برای ثبت و چک کنتور های برق رفته بودم مثه همیشه.

البته اینو بگم که من مامور برق هستم.

هیچی رفتم یه یکی از خونها که رسیدم خشکم زد اینکه خیلی شبیه ستاره هستش.اول باور نکردم که اونه تا اینکه خودش گفت ببخشید احساس میکنم شمارو یه جایی دیدم.

گفتم اره تو مدرسه.معلم خواهر زادمی.

گفت آره اینطوری بود که همیشه سر چندماه ستاره رو میدیدیمتا اینکه هر وقت میفرتم خونش بیشتر با هم ثحبت میکردیم یعنی حداقل نیم ساعتی با هم حرف میزدیم تا اینکه یه سری رفتم ازش پرسیدم هنوز هم مجرده و گفتم میخوام با هم بیشتر آشنا بشیم و اونم قبول کرد…

پایان قسمت اول

 

داستان سکسی کوس و کون دادن زنم به مامور برق سکس زنم با مامور برق داستان سکس ساک زدن و کس دادن زنم سکس باحال حشری شهوانی شهوتی زنم با مرد غریبه جلوی چشمانم سکس تری سام با مامور برق گاییدن خشن زنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *