داستان من و پسر عمو پرویز

لیلا هستم 28 سالمه داستانی که براتون تعریف میکنم واس دو هفته قبل هستش

که تازه برای کارشناسی ارشد رفته بودم تهران امتحان بدم خونه ی عموم اونجا هستش از اونجایی که من رابطم با پسر عموم پرویز زیاد خوب نبود اول سعی کردم نرم چون به خاطر یه سری اتفاقاتی که قبلا افتاده بود باهاش قهر بودم که بعد کلی فکر تصمیم گرفتم دلمو به دریا بزنم…

و تصمیم گرفتم برم خونه ی پسر عموم پرویز سوار اتوبوس شدیم از مشهد حرکت کردیم رفتیم سمت تهران چندساعتی حرکت کردیم که بلاخره رسیدیم به تهران تاکسی گرفتیم رفتیم به سمت خونه ی پسر عمو.

درو که زدم زن عمو درو باز کرد بعد کلی سلامو احوال پرسی رفتیم داخل که گفتم عمو اینا کجان گفت عموت یه ساعت بعد از سر کار میاد.

یهو دیدم یکی بعد نیم ساعت در میزنه درو که باز کردیم دیدم پپسر عموم پرویز هستش من که اصلا تحویلش نگرفتم انگار نه انگار که دیدمش با خودم گفتم شتر دیدی ندیدی

البته قبلا من و پرویز با هم رابطه خیلی نزدیکی داشتیم تا اینکه اون بهم خیانت کرد البته زیاد ابراز پشیمونی می کرد ولی من قبول نکردم. خودشم میدونست م چه گندی زده انگار همین دیروز بود.

چند روز که اونجا بودم بلاخره ود به خود سر صحبت باز شد و تصمیم گرفتیم دوباره رابطمونو از سر بگیریم.

پایان قسمت اول

داستان کون دادن من به پسر عمون پرویز گاییدن پسر عمو داستان سکس من با پسر عموم داستان سکسی کون دادن من به پسر عمو تو پشت بوم داستان ساک زدن و خوردن سینه های من توسط پسر عموم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *